بروز بحران چهل سالگی در خانم ها و دلایل انکار آن

مقدمه

آن قدر تغییر در بعد فیزیکی و روحی ام در جریان است که با خودم فکر می کردم کاش بیشتر در مورد چهل سالگی می دانستم. علاوه بر خودم، با دوستانم که حرف می زنم، تغییرات ظاهری و درونی شان را که می بینم، حس می کنم جریانی در کنارمان در حال عبور است که زیاد قادر به قبول کردنش نیستیم. جریان چهل سالگی! جریانی که پذیرش آن انگار خیلی سخت تر از گفتن و نوشتن در موردش است. اما به هر حال، این اتفاقی بزرگ و زنانه است، حال آن که زنها کمتر دوست دارند در موردش بگویند یا بشنوند. جریانی که هست، اما اکثر خانم ها با انکار کردنش حال بهتری دارند.

فاز انکار چهل سالگی

انکار یعنی چه؟

انکار از نظر من، یعنی سرگرم کردم خود به هر چیزی یا هر کاری که بتواند صدای مغز مارا کم کند و بتواند ذهن ما را به سمت دیگری ببرد. چیزی شبیه مسکن، خوردن استامینوفنی برای کمی آرامش. به نظر من، انکار همیشه هم کار بدی نیست، گاهی راستش خوب هم هست! شاید ساکت کردن دردهای سطحی، کم عمق و زودگذر، مانع تکرار و اعصاب خوردی شوند واین از مزایای استامینوفن است. اما من هنر مرزگذاری را این اواخر یادگرفته ام. انکار هم مرز دارد! مثلا برای من به این شکل است که اگر اتفاقی بیش از پنج بار تکرار شد، یعنی انکار، جزء انگارهای خوب نیست و قرار نیست کاری برای ما انجام دهد. در این حالت، انکار فقط مانعی است که انجام کاری اصلی را به تعویق می اندازد

چرا چهل سالگی را انکار می کنیم؟

انکار معمولا کارراحتی است و برای چهل سالگی، گزینه ی خیلی مناسبی است. هرچه اصرار، تلاش و جنگندگی در سالهای 20 تا 37 سالگی خوب کار می کند، انکار هم در فاصله سنی 37 تا 45 خوب کار می کند. در فاصله سنی 20 تا 37 قدرت فیزیکی و توان روحی بالا ما را به سمت هدفگذاری های بیشتر، جنگندگی، تلاش برای کسب موفقیت و دستاورد پیش می برد. اما در سالهای حدود 38 به بعد، صداهای جدیدی از بدن به گوش مان می رسد. از اینجا به بعد، بدن مثل سرباز حلقه به گوش ما نیست و خودش به بلوغ رسیده و حرفی برای گفتن دارد. بدن از اینجا به بعد، خودش ترمزهایی ناخواسته و بی وقت و یا شاید بدوقت برای مان می گیرد. ما دقیقا در همین سالهاست که وارد فاز انکار می شویم.

فاز شنیدن اما قبول نکردن، فرار از واقعیت ، پناه بردن به شادی های ادایی”، کارهای ادایی و هر چیز که در کل، ما و دیگران را گول بزند که ماهمچنان همان آدم سابق هستیم و هیچ اتفاق خاصی برای ما نیفتاده است. اما حقیقت متأسفانه این است که اتفاقی در حال بروز است که ما قادر به شنیدنِ آن نیستیم، بس که صداهای اطراف را بلندکرده ایم.

 

نشانه های شروع بحران چهل سالگی

سالهای شروع بحران چهل سالگی، درست شبیه سالهای بلوغ، سالهای خاص و متفاوتی است. تغییر هم در عرصه روحی و هم در بعد جسمی در وجود زن اتفاق می افتد و معمولا این تغییرات در زنان مشابه است. این دوره برای من با چند نشانه شروع شد که در ابتدا برایم عجیب بود. اما بعد از صحبت های صمیمانه ام با دوستان هم دوره و دقت در محتواهای تولید شدن، متوجه شدم که این نشانه ها تکرار شونده است و گویا در بسیاری از خانم ها مشترک است. به همین خاطر تصمیم گرفتم این نشانه ها را یادداشت کنم که اگر روزی زنی در حوالی چهل سالگی، حس گم گشتگی، تنهایی و نگرانی داشت، با این لامپ روشن در اینجای مسیر، آرام شود و بداند که تنها نیست و بسیاری از خانم ها قبل از او از این جاده گذشته اند. فهرست این نشانه ها را اینجا بخوانید و با کلیک برروی هریک، متن کامل را بخوانید.

1- مقایسه های خاموش و نشخوارذهنی

2- حس ناکافی بودن 

2-  حس عمیق تنهایی

3- بحران خود زشت پنداری

4- شروع برخی دردهای ناشناس فیزیکی

5- بحران های عاطفی و علاقه به بازگشت دوباره به مرکز توجه

 

راهکارهایی برای عبور از بحران چهل سالگی

1- مراقبت از خود با کسب شناخت واقعی از خواسته ها و ارزش ها

2- شناخت تغییرات فیزیکی، مونیتورکردن آنها و کنار آمدن با تغییرات

3- آشتی واقعی با خود

4- شناسایی مرزهای فردی، مرزگذاری و محافظت از مرزهای شخصی

4- شناخت سبک زندگی، عادت های شخصی و علایق فردی بعد از چهل سالگی و ساخت روتین

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط