در من شعله ای روشن است

در من شعله ای روشن است ، شوری به نام امید، که گاه و بیگاه پرنور تر و گاه قوتش کم می شود.

 

در وجود من زنی نشسته است است که مرا وادار می کند هرشب ، حتی شده چند صفحه کتاب بخوانم، چند دقیقه فکر کنم و  چند خطی بنویسم️

 

در وجود من دختر بازیگوشی نشسته است که وقتی در طبیعت می دود چونان شاد و ناآرام می شود که با خودش فکر می کند حتی ستاره ها هم صدای بلند خنده اش را می شوند و صدایش را به خدا می رسانند. دختربچه شیرینی که جلوی آینه می ایستد ، آرایش می کند و به شدت نگران رنگِ لاک ناخن هایش است. عاشق مسافرت و گشت و گذار و پارک  است و از ته دل می خندد.

 

در وجود من زنی شجاع هم زندگی می کند، زنی که با تمام قوا با ترسهایم مبارزه می کند و از شمعِ روشن درونم محافظت می کند که مبادا امیدش را از دست بدهد و از حرکت باز ایستد.

 

راستی، در وجود من حتی زنی ترسو هم در گوشه ای زندگی می کند، زنی که زود گریه اش می گیرد، عقب نشینی می کند  والبته  خیلی زود هم خنده اش می گیرد، زنی که با تمام وجود می داند چطور خودرا در آغوشی رها سازد و با بوسه ای جان تازه بگیرد و دوباره حرکت کند.

 

در وجود من به تازگی زنی غمگین هم مهمان شده است، زن حساسی که ناراحتی های دور و برش رویش اثر می گذارد، او که قدرتِ ناراحتی عزیزانش و خودش را هم ندارد و با تمام وجود مرهمی برای زخم های عزیزانش می شود. دوست دارد دست نوازش به روح های زخمی بکشد و تا می تواند حال اطرافیانش را بهتر کند. مهمان ناخوانده ام است، گاهی می آید، چای می نوشد و چای نصفه اش را رها می کند ومی رود.

در وجود من زنی آفرینشگر زندگی می کند، دلش می خواهد از دل ِ هر چیز، اثری ماندگار خلق کند و از هر خاکی ، گیاهی زیبا برویاند.

 

در وجودم زنی زندگی می کند که گاه شانه خستگی های همسرش می شود و همدم همیشگی و عاشق بی چون و چرای فرزندانش است. با عشق روبروی گاز می ایستد، لباس ها را اتو می کند و باغچه کوچکش را تر وتازه نگه می دارد.

 

در وجود من زنی عاشق وطن زندگی می کند، زنی که هر بار که اسم کشورش را می شنود، احساساتش جریحه دار می شود ، به احترام نام وطنش می ایستد و همه وجودش تبدیل به عشق می شود که راهی پیدا کند تا ذره ای از عشقش را به فرهنگ و قدرت و صلابت کشورش جبران کند.

 

در وجود من زنی زندگی می کند که بی پروا در مسیر استقلال فردی حرکت می کند، گویی با تمام وجود سعی دارد تمامیتش و هویتش را زندگی کندو کمی آنطرفت تر هم زنی است که با سفرهای گاه و بیگاهش به عمقِ وجودش به دنبال راه حلی برای سوالاتش در مورد فلسفه زندگی می گردد.

 

آری این ظرف وجودِ من و تمام زن های سرزمینم است، زنانی که تمامی وجه های زیبای انساانی را در خود و بصورت یک جا حمل می کنند. زن هایی که می خواهند باشند و بسازند و برای این پررنگ بودن، از تمامی وجودشان مایه می گذارند. زنانی که هرروز ظرف وجودشان را رشد می دهند تا بتوانند بیشتر و بیشتر درک کنند و بدانند و انتشار دهند.

من به مقام زن، افتخار می کنم، به مقامی که نورامید و شادی را می تواند در همه حال زنده نگهدارد. به مقامی که می تواند از هیچ، همه چیز بسازد و از دل نگرانی، امید و از دل ناامیدی، انگیزه و نور تولید کند. مقامی که از دل ترس، مقدمات زایشِ شجاعت و از دل شکست، زیباترین پیروزی ها را متجلی می سازد. به مقامی که خالق عشق ، نگهدارنده عشق و انتشار دهنده عشق در دنیای هستی است.

تقدیم به زنان شجاع و قدرتمند سرزمینم به مناسبت روز منعِ خشونت علیه زنان

تابان منتظر

نوامبر 2017

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط