شاید اینهم یکی از چالش های انسان است که باید در مسیر زندگی به آن غلبه کند، چاره ای برایش پیدا کند و سپس بالهای پروازش را باز کند و یک مرحله دیگر اوج بگیرد. چالشی به نامِ:
🔺”گره خوردگی عشق و ترسِ از دست دادن”🔻
سالها پیش وقتی همسرم را برای اولین بار دیدم، همین ترس، همراه با عشق در وجود متولد شد! تا مدتها نتوانستم در چشمهایش نگاه کنم و بگویم دوستت دارم! نتوانستم! فقط همین! حتی به خودم هم نگفتم که دوستش دارم، از ترس اینکه مبادا سیبِ روزگار در یکی از هزار چرخ هایِ ناخواسته اش، مزه شیرین حضورش را به یکباره در دهانم ترش کند! روزی که بالاخره دوئلِ عشق و ترس در وجودم به نفع عشق به پایان رسید را خوب به یاد می آورم! بالاخره قبول کردم که شاید بهتر باشد بی توجه به ترسِ از دست دادن، مزه عشق را آزادانه و بی پروا بچشم!
✅آن روز تازه فهمیدم که عشق هیچوقت منفرد به دنیا نمی آید! عشق فرزند یک علاقه دوطرفه است و هردو طرف برایش نگران خواهند بود! ترس، بیخود بود، چون عشق به دنیا آمده بود و بلد بود از خودش مراقبت کند.
این دوئل در تمام مراحل زندگی ام جانِ تازه ای می گرفت، به محض اینکه چیزی را با تمام وجود دوست می داشتم، ترسِ از دست دادنش هم در وجودم متولد می شد! درد داشت و البته هنوز هم درد دارد!
این جنگ قابل تحمل بود تا وقتی که حس مادری به آرامی در وجودم شکل گرفت و بزرگ و بزرگ تر شد ! عشقی که قابل وصف نیست و با هیچ حسی در روی زمین قابل مقایسه نیست. وجودی در وجودت رشد می کند که فقط از تو می آید اما برای تو نیست و سخت است تشخیص “از تو بودن” یا “برای تو بودن”! مشکل این است که دوباره ترسِ از دست دادن، تمام وجودم را تسخیر کرده است، هرچه عشق بزرگ تر، ترس هم بزرگتر! گاهی حس می کنم وجودم گنجایش این هردو را دریک جا ندارد!
🔸زندگی ام را ورق می زنم و تمام دوئل های این دهه ها را به یاد می آورم! یادم می آید که:
🔺در تمام این جنگ ها، همواره عشق، برنده بی چون و چرای رقابت ها بوده است .
🔺عشق همواره دوطرفه بوده است! اگر من چیز یا کسی را دوست داشته ام، حسی مشابه در طرفِ روبرو هم بوده است و او هم به اندازه من از عشقِ متولد شده، نگهداری کرده است.
🔺عشق همواره دو نیروی محافظ داشته است برخلاف تصور من که خودم را تنها محافظِ عشق دانسته ام!
🔸چشمهایم را می بندم، با خودم می گویم لابد این جنینِ کوچکِ خوابیده در دلم هم، مرا دوست دارد! می خواهم باور کنم، عشق همواره پلی است میان دو موجود! لابد او هم، به سهمِ کوچکِ خودش، هم از خودش و هم از عشق مادرو فرزندی مان نگهداری خواهد کرد و حتما برایم سالم خواهد ماند، دروجودم رشد خواهد کرد و به زودیِ زود به دیدارم خواهد آمد.
🔷این روزها خیلی بهتر از قبل نگرانی ها و عشق مادرم را درک می کنم! حالا می توانم باور کنم از همان لحظه هایی که در بطنش شروع به رشد کرده ام، تا روزی که قد کشیدنم را در مقابلِ چشمهایش دیده است، چه قصه ها و چه غصه هاکه در دلش شکل نگرفته اند!
🌸تقدیم به تمام مادرانی که عشقی الهی از جنس آفرینش را تجربه می کنند، عشقشان را با ترس ها و امیدها ،آبیاری می کنند و سپس آن را به سمت ِ آسمانِ خوشبختی از خود جدا و پرواز می دهند.
تابان منتظر
دی ماه 97




آخرین نظرات: