مقدمه
این پست در ادامه پست مقدمات و برنامه ریزی سفر از وین- اتریش به لیسبون – پرتغال نوشده شده است. اگر آن پست را خوانده اید، پس لابد عازم لیسبون هستید! در این پست، بر اساس تجربه شخصی خودم، برنامه پنج روزه (چهار روزش اصلی است) سفر خودم به لیسبون بعلاوه تجربه های لازم در طول سفر را نوشته ام. امیدوارم برایتان مفید باشد.
لیسبون شهر تاریخ، غذاهای خوشمزه، مردم خونگرم، پیاده روی و موسیقی است! ما پنج روز حضورمان را اینطور برنامه ریزی کردیم!
روز اول
ما شب ساعت 12 رسیدیم. وسایل مان را باز کردیم و از مسئول هتل، نقشه دیدنی های شهر، مسیر ایستگاه مترو، امکانات تورهای آماده و فواصل شهری را پرسیدیم. هتل ما به ایستگاه مترو نزدیک بود و تا مرکز شهر، فقط دوایستگاه فاصله داشت. روز را با دیدار از میدان کمرسیو، دروازه ورودی و خیابان های محله چیادا شروع کردیم که همه منتهی به رود ناقوس می شوند.
می شود در میدان کمرسیو نشست و از ویوی زیبای آن به رودخانه و نسیم خنک و برنامه های بامزه ای که درآن اجرا می کنند، بهره برد. خیابان های زیبای این محله، پس از خروج از ایستگاه مترو- ایستگاه باکسیا-چیادا (خط آبی)، و میدان زیبای کمرسیو (که شباهت زیادی به میدان سن مارکو ونیز هم دارد) اولین چیزی است که هوش از سر آدم می پراند. خیابان های باریک، هر دوسمت مغازه های زیبا با صنایع دستی پرتغال و منتهی به رودخانه تصویری است که به این راحتی ها از ذهنم پاک نخواهد شد! معماری شهر بسیار جالب است بطوریکه آدم می تواند ساعتها راه برود و لذت ببرد. وجود رستوران ها و آدم های شاد، جذابیت این محله را بسیار بیشتر می کنند.
از میدان کمرسیو، پیاده راهی قلعه جورج مقدس شدیم. این قلعه را با اسامی متفاوت زیادی در وبسایت ها معرفی کرده اند اما راحت ترین اسم برای ما ایرانی ها، همین جورج مقدس است. مسیر، روی نقشه طولانی تر به نظر می رسید، ولی اینقدر این مسیر زیباست و جاهای دیدنی دارد، که آدم متوجه نمی شود چطور به قلعه می رسد. در همین مسیر کلیسای جامع لیسبون، که به نام SE شناخته می شود، را هم می بینید می توانید داخلش بروید و مجانی بازدید کنید.
بهترین مسیرهای دسترسی بدون پیاده روی هم تراموای خط 28E , 12E هستند که اصلا مهم نیست در کدام ایستگاه سوار می شوید. در روزهای بعدی سفر، محل ایستگاه اول و آخرش را می فهمید. اما در روز اول، فقط برای اینکه حال و هوای شهر را متوجه شوید، به محض دیدن این ترامواها سوارشان شوید! جای بدی نمی برندتان! مسیر انتهایی از یک سمت، قلعه جورج مقدس و از سمت دیگر محله چیادا باکسیا است! که بهر حال باید دیده شوند. پس بدون نگرانی سوارشان بشوید و لذت دنیا را ببرید! در روزهای بعدی می توانید هدفمندتر سوار این خطوط بشوید.
توک توک ها هم در کل شهر آماده گردندان مسافران هستند و در کل 8 نفر را می توانند ببرند. معمولا قیمت شان برای یک ساعت ونیم 80 یورو، است. ما سوار نشدیم! اما اگر با دوستان یا خانواده های بیشتری سفر می کنید، توک توک ها برایتان مقرون به صرفه خواهند بود!
قلعه جورج مقدس، دیدنی ترین جای لیسبون است. وقتی ما رسیدیم، صف بسیار درازی برای ورود به قلعه وجود داشت! صفی که 2 ساعت طول می کشید. ما همان جا ایستادیم و بلیط ورودی را آنلاین خریدیم و بدون صف، وارد شدیم! همه می توانستند اینکار را بکنند! نمی دانم چرا نمی کردند و در این صف طولانی خرید بلیط از گیشه ایستاده بودند. ورودی این قلعه 15 یورو است! جای زیبایی است، همه کیف می کنند. ویوی بسیار زیبایی روی شهر و رودخانه و اقیانوس اطلس می دهد و در کل زیباست! اما نه به اندازه نفری 15 یورو!! برای من 8 یورو می ارزید! ولی خوب من تعیین کننده قیمت نبودم :))
تجربه شماره پنج: در نقشه های شهری و وبسایت ها، زیاد درباره محل آلفاماو چیاداد و بایرو آلتو نوشته اند که کمی گیج کننده است! گرچه روی نقشه و در کلام اینها جدا از هم هستند، اما وقتی پیاده روی را شروع می کنید، بی اینکه متوجه مرز بین این محله ها بشوید، می بینید که در تمام اینها راه رفته اید بی اینکه خودتان بدانید. پس درگیر اسامی و سختی شان در وبسایت ها نشوید.
تجربه شماره شش: اگر تراموای 28E را در هر ایستگاهی و با هر سمتی (مقصدی) دیدید و جای خالی داشت، بپرید بالا و سوارش بشوید! شما را جاهای خوب خوب می برند! تمام سربالایی سرازیری های جالب خیابان ها را می توانید با اینها طی کنید و لذت شهر را ببرید. با همان کارت متروی تان، می توانید سوار این ترامواها هم بشوید.
تجربه شماره هفت: بلیط های ورودی جاهای دیدنی را آنلاین بخرید (اگر امکانش را دارید!)
روز دوم:
سمت صبح را به دیدار از مجموعه قلعه بِلِم و قلعه ژرونیموس گذراندیم (ما وارد صومعه ژرونیموس نشدیم). روز دوم هوای متغیر بهار کمی کار دستمان داد! در فاصله زمانی سه ساعت، چهار بار باران تند اقیانوسی شروع شد، ده دقیقه با باد شدید بارید و آفتاب شد! این اتفاق چهار بار رخ داد! قلعه بلم از دیدنی های بسیار زیبای لیسبون است. باغ دورش، مجمعه یادبود اکتشافات و پیاده روی کنار رود ناقوس و لذت بردن از موسیقی و رستوران های ساحلی، نوشیدنی ها و ساندویچ ها، و بشقاب های گریل، لحظات بسیار نابی برای مسافرها می سازد.
به هتل برگشتیم. بعد از استراحتی کوتاه، دوباره وارد مرکز شهر شدیم، تا شهر را در غروب و شب هم ببینیم. آن شب میدان روسو، آسانسور سانتا یوستا، PINK STREET و میدان کمرسیو و دروازه ورودی را در شب دیدیم و شام را در رستورانی در همان خیابان خوردیم.
تجربه شماره هشت: همراه داشتن کاپشن های سبک ضدآب کلاه دارمخصوص بهار، برای سفر لیسبون بسیار ضروری است! به خاطر وزش باد، چترخیلی جاها کاربرد ندارد.
تجربه شماره نه: محله Pink street یک خیابان بسیار کوتاه است و کافه هایش پاتوق نوجوانان یا جوانان با سلیقه خاص است! منظور اینکه جای مناسبی برای وقت گذرانی با خانواده نیست! عکسهایش، خیلی بهتر از خود واقعی اش است!
روز سوم
یکی از به یاد ماندنی ترین روزهای این سفر همین روز سوم بود. همه چیزش بهتر از پیش بینی ما بود. هم آب و هوا، هم زیبایی، هم راحتی رفت و آمد!
سمت صبح راهی مجموعه دیدنی مسیح پادشاه (Cristo Rei) شدیم. این مجسمه، که در هیأت مسیح با آغوش باز است وشنانه برکت و نعمت در شهر است. این مجسمه را پس از زلزله مهیب لیسبون در سال 1755 منجر به خرابی بسیار وسیع در شهر شد، ساختند تا از شهر در برابر بلایای طبیعی محافظت کند. باغ و مجموعه دور این مجسمه و ویوی بی نظیرش به پل 25 آپریل، امکان عکس برداری های بسیار زیبا به شما می دهد! یکی از مجموعه هایی است که دیدارش را اصلا نباید از دست بدهید. دسترسی به این محل با اتوبوس 753 یا خیلی خطوط دیگر، بسیار راحت است. در طول مسیر، ما از روی پل زیبای 25 آپریل هم رد شدیم که تجربه بسیار نابی بود. با سه یورو می توانید
عصر ان روز، راهی مجموعه Oceanarium (بزرگترین آکواریوم اقیانوسی در اروپا) و تله کابین لیسبون شدیم. این مجموعه از شهر، برای من زیباترین مجموعخ شهر بود. تله کابین لیسبون، با ورودی نفری 9 یورو، واقعا به سوارشدنش می ارزید. این مجموعه بعلاوه هتل واسکودوگاما و پل واسکودوگاما به مناسب پانصدمین سال ورود پرتغال به هند توسط واسکادوگاما افتتاح شد و یکی از بخش های زیبا و مدرن شهر است. ویوی این تله کابین، مسیرهای پیاده روی دورش، مجسمه ها و باغها و دیدن پل بسیار طولانی واسکودوگاما، واقعا بازدید کنندگان را شیفته و مسحور می کند. دیدن اکواریوم بین یک ساعت و نیم تا سه ساعت وقت لازم دارد که باید در برنامه ریزی در نظر بگیرید. رستوران های ساحلی کنار رودخانه هم امکان چشیدن هر نوع غذا با هر سلیقه ای را فراهم می کنند.
تجربه شماره یازده: برای دیدار از مجموعه تله کابین و آکواریوم، وقت کافی در نظر بگیرید. جا برای لذت بردن و تفریحی راحت، مخصوصا برای خانواده های بچه دار را دارد. ما به دلیل خستگی برنامه صبح، به خصوص خستگی پسرم، نتوانستیم از همه امکاناتش بهره ببریم. اما شما ببرید!
روز چهارم، به یادماندنی ترین و خاص ترین روز سفر
اگر به لیسبون سفر می کنید، دیدن دروازه جهنم، شهر کاشکیاش، شهر سیترا و قلعه سینترا و سفر به آخر دنیا را از دست ندهید. هر یک از این نقاط، خودش می تواند برنامه یک روز یک سفر باشد یا در بهترین حالت، دو به دو با هم ترکیب شوند. اما ما به خاطر محدودیت روزهایی که در لیسبون بودیم، از همان هتل یک تور یک روزه رزرو کردیم و هر چهار محل را دیدیم. به نظرم این بهترین تصمیم و بهترین روز سفر ما بود. شب قبل، به خاطر هوای متغیر لیسبون و اعلام باران، خیلی هیجان داشتیم و دودل! کمی هم ناراحت که چرا نفری 70 یورو برای این تور پرداخته ایم. اما در پایان روز، بسیار از تصمیمی که گرفته بودیم راضی بودیم.
تجربه شماره دوازده: اصلا به سیستم هواشناسی لیسبون اعتماد نکنید! هیچ روزی آب و هو را درست پیش بینی نکرد! آفتابی ها بارانی شد و روزهای بارانی، آفتابی! اگر به هواشناسی تکیه کرده بودیم، این تور را نباید می گرفتیم! اما گرفتیم و بسیار هم لذت بردیم!
دروازه جهنم:
امکان سفر با مترو به این نقطه هست! اما ما با تور آمدیم. این محل در زمان قدیم یک غار بوده که بعدها به دلیل ریزش صخره ها، صداهای بسیار عجیب ازآن بیرون می آمده و مردم فکر می کردند که اشباح در این محل زندگی می کنند. بعد از مدتی که می بینند خبری از روح و شبح نیست، آنجا را دروازه جهنم نامیده اند و این صداهای عجیب را منسوب به ساکنان جهنم می دانستند که در حال عذاب بوده اند. در این محل، می توانید لذت ویوی اقیانوس را ببرید و عکسهای بسیار زیبا بگیرید! پس لباس مناسب، یادتان نرود!
کاشکیاش (Cascais)
این شهر ساحلی کوچک، محل زندگی ثروتمندان پرتغالی است! در زمان جنگ جهانی دوم، پرتغال اعلام بی طرفی کرد و شهر کاشکیاش، به خاطر آب و هوای خوب و ویوی اقیانوسی اش، به محلی امن برای فراری ها از جنگ، جاسوس ها|، نویسندگان، هنرپیشه ها، هنرمندان، کارآفرینان و … تبدیل شد. کازینوی estoril در این شهر مدت طولانی پاتوق یان فلمینگ بوده و به قول خودش، ایده مجموعه جیمزباند، اینجا برای او شکل گرفته است. یان فلمینگ، که شاهد ارتباطات جاسوسی و دیدن آدمها با قصه های گوناگون در این شهر بوده، از این شهر و کازینو ایده گرفته و مجموعه جیمزباند را نوشته است.
این شهر کوچک ساحلی، به دهکده ماهیگیرها معروف بوده و در بخش قدیمی ترش، می شود خانه ماهیگیرها را دید. در کل این شهر کوچک جان می دهد برای پیاده روی، حس کردن باد اقیانوسی، لذت بردن از کوچه های زیبا و آرام راه رفتن و لذت از زندگی! راه رفتن در کل شهر هم بیش از یک ساعت و نیم طول نمی کشد!
آخر دنیا (Cabo da Roca)
قبل از کشف قاره آمریکا، دریانوردان و مردم پرتغال فکر می کنند که این نقطه، غربی ترین نقطه قاره اروپا و آخر دنیاست! واز اینجا به بعد فقط اقیانوس است و آب! این نقطه یکی از زیباترین، اثرگذارترین و پرمعناترین لحظات سفر برای من بود. نم نم باران، هوای کمی مه آلود، صخره های مرتفع به ارتفاع 140 متر از سطح اقیانوس و برخورد امواج اقیانوس با آنها، اینجا را به یکی از باشکوه ترین لحظات سفر برای من تبدیل کرد! اگر به لیسبون سر زدید، به اینجا هم سر بزنید! ارزشش را دارد.
قلعه سینترا
اگر به لیسبون سفر کرده اید و وقت کافی دارید، یک یا دوروز را می توانید به شهر سینترا اختصاص دهید. این شهر، به نظرمن تهِ زیبایی به خصوص در فصل بهار است! ما وقت نداشتیم و فقط یک نیم روز قلعه و کاخ را دیدیم! به نظرمن توضیحات و عکسهای این شهر به اندازه کافی در وبسایت ها هست ومن توضیح بیشتر نمی دهم ولی بعنوان تجربه شخصی بهتر است این شهر را با تور دیدن کنید یا از اتوبوس های لیسبون- سینترا استفاده کنید. استفاده از ماشین شخصی یا اجاره ای را توصیه نمی کنم. وجود راهنمای تور برای بازدید از این شهر کمک کننده است. به هر حال دیدن این شهر بسیار زیبا را از دست ندهید.وقتی به بالای کاخ می رسید، ویویی باورنکردنی از شهر می بینید که شما را به اوج حس رهایی می رساند. مسیر کاخ به پائین را پیاده بیایید، هفت دقیقه بیشتر نیست، اما می توانید از زیبایی باغ و گیاه هایش غرق لذت شوید. آب و هوا و فصل هم در دیدار از این شهر بسیار مهم است. ما بهارش را دیدیم، بعد از نم نم بارانی که سبزی برگهای تازه روئیده و رنگ گلبرگ گلها را درخشان تر کرده بود، یعنی زیباترین حالتیش را! امیدوارم شما هم در یکی از زیباترین و دلفریب ترین موقعیت های زمانی، وارد این شهر شوید و افسون این شهر، شما را هم شگفت زده کند.

تابان منتظر
اردیبهشت 1404- آپریل 2025
برای اطلاع از تازه ترین های وبسایت، به کانال تلگرامی اندیشه های زنان سر بزنید!















آخرین نظرات: