همیشه فکر می کردم “خیرخواهی” صاف ترین، زلال ترین و بی آزارترین صفت انسانی است. ولی حالا نکته ظریفی در آن پیدا کرده ام.
خیرخواهی برای دیگران، اگر بدونِ درخواستِ آن دیگری باشد، در حالتی نامحسوس به نوعی “ارضای میل برتری جویی” یا “سلطه گری” تبدیل می شود.
گویی با هر “خیرخواهیِ بدونِ درخواستی”، انسانِ خیرخواه، بسیار نامحسوس و نا آگاهانه، برچسب “ندانم کاری” و یا “حماقت” را به شخصِ دریافت کننده محبت، می چسباند و با رفتارِ به ظاهر مهربانانه به وی نشان می دهد که تو:
“عقلت نمی رسید” و یا اینکه “من، تو را نصیحتی میکنم یا کاری برایت می کنم که عقلِ خودت نرسید، برای خودت انجام دهی!”
گاهی هم خیرخواهی ها و محبت های بدون درخواست، ابزاری می شود برای کنترلِ آدمها! برای ایجاد سلطه ای نامحسوس! انگار که به زور به کسی محبتی می کنی که نیازی به آن نداشته، بعد به طرف مقابلت آرام آرام حسِ مدیون بودن به خودت را تزریق می کنی و ناخواسته به او احساس گناه می دهی که چرا او به تو کمک نمی کند یا در فلان سکانس زندگی ات به کمک تو نشتافته است! همه این احساس های منفی، سنگین وزن و محدود کننده، فقط با یک محبت بی جا و بی موقع شروع می شود.
مدتی پیش نکته ظریفی در کتاب #ملت_عشق می خواندم که می گفت:
انسان اگر حتی یک کار را برای خدا انجام دهد به بهشت می رود!
⭕️حرفم بهشت و جهنم نیست بلکه توجه به این معناست که چقدر انجام یک کار با نیتِ خالص و جدا از منیت و صرفا در جهت اخلاق و معنویت سخت و ظریف است.
به همین خاطر است که شاید بسیاری از خیرخواهی هایِ ما هم صرفا برای خدا نباشد و شاید به نوعی “اثباتِ خوب بودن” و “میل به برتری جویی” در درونِ ما زیست می کند که ما آن را پشتِ نصیحت های عاقلانه مان به دیگران و نقابِ فهم و کمال و خیرخواهی مان پنهان کرده ایم.
چه زیباست بدونِ درخواست دیگران، نصیحت و خیرخواهی نکنیم و افکارمان را برای خودمان نگهداریم. شاید گیرنده، توانِ دریافت برچسبِ حماقت از طرف مارا نداشته باشد. شاید گیرنده بهتر از ما می فهمد ولی هنوز زمان و ابزار مناسبِ تغییر را پیدا نکرده است. گاه فرصت دادن به فرد، خیلی بهتر از خیرخواهی های عجولانه کمک می کند.
پی نوشت: البته، منظور از درخواست ، فقط درخواست کلامی نیست، چه بسا گاهی یک نگاه و یا یک حالت بدن مملو از درخواست باشد.
تابان منتظر
تابستان 97




آخرین نظرات: