آدمها، به خصوص درکودکی با نیتهای خوب شروع میکنند. اما رفتارها در طول زمان، در موقعیت های مختلف، آرامآرام شکل دیگری به خودشان میگیرند؛ برای من، این داستان از «فروتنی» شروع شد. از جملهای ساده و آشنا: «درخت هرچه پُربارتر، سرش به زیرتر.»
دردوران بچگی و نوجوانی، این جمله معنای بدی نداشت. قرار بود یادم بدهد مغرور نباشم، دل کسی را نشکنم، و در رابطهها آدم قابلقبولی باشم. اما ذهنِ کودک، عمق مفاهیم اخلاقی را به خوبی متوجه نمی شود و از جملهها صرفا «قانون بقا» میسازد. یعنی قانونی برای حفظ امنیت خودش، و حس امنیت برای کودک یعنی “دوست داشته شدن”! و به این ترتیب بود که این قانون آرامآرام در ذهن من شکل گرفت: اگر میخواهی قابل قبول و دوستداشتنی بمانی، باید فروتن باشی و مثل درخت سرت به زیر باشد!
شکلگیری یک عادت نامرئی
سالها گذشت. روابط اجتماعی من داشت بر مبنای قوانین تربیتی خانوادگی و میل طبیعی ام به مورد پذیرش بودن، شکل می گرفت. من یاد گرفتم چگونه در جمعها حضور داشته باشم، چگونه از دیگران تعریف کنم، حالشان را بهتر کنم، فضا را گرم نگه دارم، و رابطه بسازم. و واقعیت این است که این مهارتها جواب هم میدادند. آدمها مرا دوست داشتند، ارتباطها شکل میگرفت، و ظاهراً همه چیز درست پیش میرفت.
اما در پسِ این موفقیت اجتماعی، یک احساس آرام و مداوم وجود داشت: خستگی.
خستگیای که جسمی نبود؛ انگار همیشه بخشی از وجود من در حال اجرای نقشی بود که من نبودم. من با هر حالی، حتی روزهایی که انرژی کافی نداشتم، به دیگران انرژی می دادم. با تأئید، با دیدنِ خوبیها و قشنگی های شان، با کشف و تکرار صفت های خوبشان! من یادگرفته بودم، که خودم را به حدکافی نبینم، نیازهایم را نشنوم، حس شان نکنم اما در عوض، نیازهای آدم کناری را کشف کنم، مراقب حالش باشم و حواسم باشد که آن دیگری، حالش خوب باشد، فارغ ازاینکه حال خودم چطور است.
نقشهایی که تبدیل به شخصیت میشوند
بهمرور زمان، آن چیزی که ابتدا یک رفتار آگاهانه بود، تبدیل به یک الگوی ناخودآگاه شد:
- تحسین کردن اغراق آمیز دیگران
- ترس از بروز دادن خود و نادیده گرفتن و یا کوچک شماردن توانایی ها و موفقیت های خود، از ترس اینکه مبادا دلشان بشکند
- حساس بودن به اینکه مبادا مغرور به نظر برسم
- و تلاش برای اینکه همیشه فضای رابطه برای دیگران امن و دلپذیر باشد، همه احساس خوب داشته باشند، فارغ از اینکه آیا نیازهای من هم ارضا می شود یا خیر!
و در ظاهر، این همان «فروتنی» بود که من بعنوان یک صفت انسانی خوب آن را یادگرفته بودم؛ اما در عمل، چیزی آرامتر و عمیقتر در جریان بود: فراموش کردن و بی توجهی نسبت به خود و دریک کلام “خودکوچک بینی” و تفاوت این دو، درظاهر کوچک اما در تجربه زیسته، بسیار بزرگ است.
فروتنی یعنی دیدنِ خود و دیگران در یک سطح انسانی.
اما خودکوچکبینی یعنی خود را از صحنه حذف کردن برای بزرگ دیده شدن دیگران! اولی ریشه در کرامت انسانی دارد و دومی ریشه در ترسِ از طرد شدن!
و این لنزی بود که واقعیت را تغییر می داد و من ناخودآگاه، آن را روی چشم و مغزم گذاشته بودم و واقعیت را برای خودم تحریف می کردم. کمکم متوجه شدم این الگو فقط در روابط اجتماعی نیست؛ در نگاه من به زندگی هم حضور داشت. اینکه
- موفقیتهای خودم، «وظیفه های عادی» به نظر میرسیدند.
- ویژگیهای دیگران برجسته و تحسینبرانگیز میشدند.
- دستاوردهای خودم در چشمم کماهمیت، و تفاوتهای دیگران در نظرم مهم جلوه میکردند.
خودآگاهی و کشف یک الگوی تکراری
این لنز نامرئی در اکثر موقعیت های زندگی ام فعال بود.
لنزی که ارزش ها و موفقیت های دیگران را در ذهن من بزرگ و داشته های خودم را در نظرم کوچک می کرد.
و یک نکتهی مهمتر که در ارزیابی های خودم از تجربه های زیسته ام به ذهنم رسید:
من فقط آدمها را تحسین نمیکردم؛
گاهی در حال «ایجاد رابطه های دوستی» از طریق تحسین اغراق آمیز دیگران بودم، تا راحت تر پذیرفته شوم.
اما حالا فکر می کنم که این باور، اگرچه در گذشته شاید کاربردی بوده، اما حالا باعث میشود رابطهها از حالت صمیمیت وراحتی خارج و به حالتِ اجرای نقشِ آدم خوب و خواستنی بودن، و فراموشی تدریجی خود واقعی تبدیل شود. و نتیجه ی این مسأله چیزی نیست جز خستگی:
- خستگی از دیده نشدنِ خود واقعی.
- نوعی فرسودگی درونی بعد از حضور در جمعها
- حسی شبیه اینکه: «من آنجا بودم، اما خودم نبودم.»
.
تفاوت فروتنی و خودکوچکبینی
و حالا در مسیر خودشناسی ام، دارم به یک بازتعریف ضروری فکر می کنم:
فروتنی واقعی یعنی:
فرد نه خود را بزرگتر از آنچه هست بپندارد و نه تواناییهایش را انکار کند. انسان فروتن به نقاط قوت خود آگاه است، اما از آنها برای برتریجویی استفاده نمیکند.
خودکوچکبینی یعنی:
نادیده گرفتن تواناییهای خود، بزرگسازی دیگران به شکل ناخودآگاه و تلاش برای کسب پذیرش از طریق بروزندادن خود و قرار دادن دیگران در جایگاهی بالاتر از خود
تفاوت بارز این دو مفهوم در این است که فروتنی ریشه در پذیرش نقص ها و میل به یادگیری مداوم دارد و نتیجه اش احساس آرامش است، در حالیکه خودکوچک بینی، ریشه در نارضایتی دائمی از خود و نیاز همیشگی به تأیید دیگران دیگری دارد و نتیجه اش حس فرسودگی است.
خودآگاهی، پیش شرطِ تغییر
نقطه ی شروع تغییر، کشف یک الگوی تکرارشونده درخود است.
چون هیچ الگویی تا زمانی که کشف، درک و ریشه یابی نشود، قابل تغییر نیست.
بازتعریف رابطه با خود
حالا دلم می خواهد یک مسیر تفکری جدید برای خودم بسازم.
اینکه من می توانم بدون کوچک کردن خودم، در رابطه های سالم و امن بمانم. اگر رابطه ای به نادیده گرفتن خودم گره خورده است، پس اصلا رابطه امنی برای من نیست!
این جمله ساده به نظر میرسد، اما برای کسی که سالها با «نادیده گرفتن خودش برای دوستداشتنی بودن» زندگی کرده، می تواند شروع یک تغییر بنیادین باشد.
جمعبندی
فروتنی قرار نیست به معنی کوچک کردن توانایی های خود باشد، بلکه قرار است دیدن همزمان توانایی های خود و دیگری باشد، بدون نیاز به حذف خود یا بزرگنمایی دیگری.
و درپایان:
دوستداشتنی بودن، میوه گرفتن تأئید از دیگران بوسیله پررنگ کردن توانایی های دیگران و نادیده گرفتن خود نیست! دوست داشتنی بودن، حسی است کاملا درونی که اتفاقا از شجاعت بروزِ واقعی و پذیرش همه جانبه خود سرچشمه می گیرد. نتیجه، یک بودن واقعی است و نه ادای نقش به بهانه ی پذیرفته شدن!
تمرینهای لحظهای برای وقتی خودکمبینی شروع میشود
۱. جملههای کلیدی برای توقف ذهن
لازم نیست برای دوستداشتنی بودن خودم را کوچک کنم
ارزش من در مقایسه با دیگران تعیین نمیشود
فروتنی یعنی واقعی بودن، نه حذف خود
خواسته های من هم به اندازه دیگران ارزشمند است
موفقیتها و ویژگیهای من عادی نیستند؛ فقط برای من عادی شدهاند
۲. سؤالهای بازگردانندهی تعادل ذهن
اگر این ویژگی در یک دوست بود، آیا آن را میدیدم؟
آیا دارم ویژگی دیگری را بزرگ و چند ویژگی خودم را نادیده میگیرم؟
آیا این فکر «واقعیت» است یا «عادت ذهنی»؟
اگر قرار نبود کسی را تحت تأثیر قرار دهم، خود واقعیام چگونه رفتار میکرد؟
آیا در حال زندگی کردنِ خودم هستم یا در حال اجرا کردن یک نقش؟
۳. یادآوری نهایی
من سالها تمرین کردهام که زیبایی، توانایی و ارزش را در دیگران ببینم اما حالا در حال یاد گرفتن یک مهارت جدیدم:
دیدن خودم، بدون کوچک کردن خودم و بدون این ترسِ بزرگ، که خودِ واقعی من شاید باعث دل شکستگی یا حسِ بد در دیگران شود.
برای آگاهی از بارگذاری پست های جدید در وبسایت، کانال تلگرامی اندیشه های زنان را دنبال کنید.
اگر به نوشته هایی در حوزه خودشناسی علاقمندید، مسیر خودشناسی من را اینجا بخوانید.
تابان منتظر
خرداد ماه 1405
جولای 2026





آخرین نظرات: