به بهانه ی قدردانی از چراغ خطرهای همیشه خاموش

روی صفحه‌نمایش ماشین، چراغ خطری وجوددارد به نام چراغ‌خطر فیلترِ ذرات! اگر درصد آلاینده‌های سیستم دیزل‌رسانی از حدی بالاتر رود، این چراغ‌خطر روشن می‌شود و اگر مدت طولانی روشن‌بماند یا درست نشود، کل سیستم سوخت‌رسانی به موتور باید تعمیر شود که هزینه بسیار بالایی دارد و خیلی خوب است که کار به آنجا نکشد!

ماشبن های‌دیزلی (مثل ماشین من) بیش از ماشین های بنزینی نیاز به گرم‌شدن و گرم‌ماندن دارند! موتور باید طولانی و با دورِ بالا کارکند تا دمایِ داخلی موتور به‌حدی برسد که بتواند تمام آلودگی‌ها و رسوب‌های لوله‌های رساننده‌ی دیزل را پاکسازی کند! این مشکل در زمستان که هوای بیرون سردتراست، به مراتب حادتر می شود و آدم باید بیشتر حواسش به این چراغ خطر باشد.

موتور ماشین من دیزلی است! اما خب من از آن برای مسافت های طولانی استفاده نمی کنم. موتور از دست من ناراحت است، من هم از دست موتور که گاه و بیگاه، چراغ صافی بنزین را برای من روشن می کند! صدای دینگ روشن شدنش که می آید، روزم با یک سوال تکراری خراب می شود: اگر ایندفعه دیگه خاموش نشه، چی؟

وقتی چراغ روشن می شود، به این سادگی که خاموش نمی شود! چون سیستم کل دیزل رسانی باید به حدی تمیز شود تا خیال سنسور راحت شود.کار همه سنسورها همین است. یک مرزی را در نظر می گیرند و اگر آن معیار، از ان مرز بالاتر شود، اخطار می دهند. پس وقتی چراغ خطر روشن نیست، معنی اش این نیست که سیستم رساننده دیزل کاملا تمیز و بی اشکال است! به این معنی است که درحال بدشدن است اما نه به حدکافی بد که چراغ خطر روشن شود!

زندگی ما پراز این سنسورها و چراغ های خطر است. پر از چراغ خطرهایی که هنوز روشن نشده اند اما وقتی روشن شوند، دیگر به این راحتی و مدت طولانی خاموش نمی مانند. درست مثل چراغ فیلتر بنزین من! هربار که رونش می شود، من همان موقع تلاشم را بیشتر می کنم، پرگاز رانندگی می کنم و دورموتور را به 4000 می رسانم، مسیرم را الکی طولانی می کنم و تمام تلاشم را می کنم تا در حد یکی دوروز بعد، چراع خاموش شود و من از شر تعمیرگاه و هزینه تعمیر خلاص شوم. چراغ خاموش می شود اما دل من آرام نمی شود. چون می دانم:

سبک رانندگی من طوری است که دیر یا زود دوباره چراغ روشن می شود!

زندگی من پراز این چراغ های گاه روشن-گاه خاموش است.

❎قرص ویتامین لوسین را که نمی خورم، تبخال‌ها دوباره پیدای‌شان می شوند.
❎ورزش را که ترک می‌کنم، چراع خطر کلسترول خونم روشن می‌شود.
❎سالاد که نمی‌خورم، گوارشم به هم می‌ریزد و چراغ خطرِ حال خوبم روشن می‌شود.
❎اگر مدتی حواسم به سطح کورتیزل و استرس‌های ورودی‌ام نباشد، کمردرد، مشکلات هورمونی و دردهای دندانی (دراثر فشار دادن دندان ها در خواب) پیدای‌شان می‌شود.
❎زیاد که بیرون کارکنم، چراغ آلارم رابطه‌ی زناشویی و رابطه‌ی مادر-فرزندی روشن می شود.
❎کم و بی‌تمرکز که کارکنم، چزاغ‌خطر ترس ازاخراج روشن می‌شود.
❎زیاد که تلویزیون می بینم، چراغ فیلتر ذهنم روشن می‌شود و دنبال تغذیه اطلاعاتی بهتری می گردد.
❎تمرین‌های کششی و موبیلبتی را که فراموش می‌کنم، چراغ خطر خواب‌رفتگی پا روشن می‌شود و …

 

زندگی همه ما، بسته به سبک  زندگی که انتخاب کرده ایم پر از این چراغ هاست.

  • بعضی از چراغ خطرها، به کل خاموشند و اصلا تاحالا روشن هم نشده اند. همان چراغ هایی که ما حتی از حضورشان هم خبرنداریم! چون مشکلی برای مان ایجاد نکرده اند اما متأسفانه قدردان شان هم نیستیم. اینها مربوط به وجه هایی از زندگی ما هستند که دارند بی صدا کارشان را انجام می دهند. یا هدیه ژنتیکی ما هستند یا ثمره انتخاب های خوب و روابط خوب ما.
  • یک سری چراغ هم که همیشه روشن اند! حتی با تلاش هم خاموش نمی شوند. اینها را باید تعمیر کلی کنیم و کلا سیستم را پائین بیاوریم و دوباره سوار کنیم و البته هزینه بالایی هم بپردازیم. مثل چراغ ارتباطات اجتماعی پسا مهاجرت برای من!
  • یک سری چراغ هم که شبیه چراغ خطر فیلترذرات ماشینِ من، گاه روشن و گاه خاموش‌اند! اینها بخش‌های درحالِ کار زندگی ما هستند. بخش‌هایی که دارای مشکلاتی هستند، اما نمی‌شود برای‌شان راه‌حل ریشه‌ای و فوری پیدا کرد. اینها مربوط به سبکِ‌زندگی، جهان‌بینی، تربیت، جغرافیای زندگی، خانواده و یا حتی ژنتیک ما هستند. پذیرش شاید بیشترین نقش را در اینجا بازی می‌کند. ما با این چراغ ها بیشتر باید مدارا کنیم، هوای شان را داشته باشیم، از حضورشان آگاه باشیم و مراقب باشیم تشدید و یا ماندنی نشوند.

تفاقا همین چراغ های گاه روشن-گاه خاموش، علائم جاده‌ی شکرگذاری ما هم هستند. چون وقتی خاموشند، باعث خوشحالی و شکرگذاری ما می‌شوند. چون همین‌ها هستند، که وقتی روشن بوده‌اند، مزه‌ی رنج را به‌ما چشانده‌اند. همین‌ها به‌ما یادآور می‌شوند که شادی پس از رنج، کلا طعم دیگری دارد.

حالا این روزها من شکرگذارِ چراغ‌خطرِ فعلا خاموشِ کلسترول، دردهای گوارشی، مشکلات کاری، زانودرد، سردرد ناشی از فشارهای دندانی، خواب‌رفتگی‌های مدام پا و قدردانِ رابطه خوب با آسمان بالای سرم، شنیدن صدای پدرومادرم، دیدن وبسایتم، دیدن و خواندن دوستانم، آرام و متمرکز بودن پسرم، آرامش نسبی وطنم و صدالبته چراغ خطرهای همیشه خاموشی هستم که دارند بی‌صدا کارشان را می‌کنند و من خبر ندارم، اگر بد کارکنند یا کار‌نکنند چه اتفاقی خواهدافتاد!

❓شما شکرگذار کدام چراغ‌خطرِ همواره خاموش زندگی تان هستید؟ آلارمی که هرگز و هنوز در زندگی شما روشن نشده است! با چراغ‌‌خطرهای گاه‌روشن، گاه خاموش زندگی‌تان چه می‌کنید؟

تابان منتظر

خرداد ماه 1405- ژوئن 2026

 

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط