
درک حس آزادی، هدیه ی دامن سبزآبیِ حریر
در خروجیِ شرکت را باز می کنم. نسیم دور پاهایم می پیچد. دامنم نسیم را بغل می کند و با هم می رقصند. این رویای

در خروجیِ شرکت را باز می کنم. نسیم دور پاهایم می پیچد. دامنم نسیم را بغل می کند و با هم می رقصند. این رویای

در این صفحه سریال های ایرانی خوب، تأثیرگذار و ارزشمندی که می بینم را برای شما هم لیست می کنم! شاید شما هم دوست داشتید

در این صفحه فیلم های خارجی خوب، تأثیرگذار و ارزشمندی که می بینم را برای شما هم لیست می کنم! شاید شما هم دوست داشتید
پائیزهای کوتاه هوا آفتابی بود. اکتبر عجیبی بود. پارسال این موقع ها باید کاپشن می پوشیدیم. کلا عمر روزهای پائیز در اتریش خیلی کم است.

قبل از هر چیز بگویم که از نظر من واقعا این کتاب ارزش خواندن نداشت! به قطعیت می توانم بگویم یکی از بدترین کتابهایی بود

از همان لحظه مسخِ آگی شدم ! انگار یکی از آرزوهای جوانی من را بر تن کرده بود و در یک متری ام نشسته بود. آرزویی که شاید به تن مادرم و بعد هم خودم نرفت و حالا به قامت بلند و زیبای آگی نشسته بود.

جومپا لاهیری نویسنده ای بنگالی- آمریکایی است که مضمون اکثر کتابهایش مهاجرت و دردی است که با تمام وجود آن را زندگی و سپس مدیریت کرده است. او به عنوان چالش و عشق زندگی اش، یادگرفتن و نوشتن به زبان ایتالیایی را انتخاب می کند. کتاب “به عبارت دیگر” شرح حس و حال او برای یادگیری و نوشتن اولین اثرش به زبان ایتالیایی است. “به عبارت دیگر”، انگار کتابی است که برای مهاجرین، آن هم مهاجرینِ در حال زبان آموزی و در عین حال علاقمند به ادبیات نوشته شده است. خواندن این کتاب را با تمام وجودم به مهاجرین توصیه می کنم.

چه کسانی بهتر است کتاب را نخوانند: خواندن کتاب بانوگوزن، برای من بسیار چالش برانگیز بود. در ابتدا بگویم که بهتر است این کتاب را

من آدم خواندن کتاب های پیچیده نبودم! اما نمی دانم در آینده هم، همچنان “نباشم” یا خیر. آدمیزاد کلا تغییر می کند. راستش، آدم خیلی

مدتهاست که کتاب چهل سالگی در کتابخانه ام است. بگذارید دقیق ترش را بگویم. از اردیبهشت سال 97، همان دوره ای که برای آخرین بار