رخدادها و فرآیندها
تا حالا با خودتون فکر کردین چرا خانه های ما، افکارما و زندگی های ما پر شده است از ابزار و مفاهیمی که خیلی وقت ها از آنها استفاده چندانی هم نمی کنیم؟
چرا کامپیوتر شخصی ما پراست از مقالات و فایلهایی که آنها را نمی خوانیم؟
چرا کتابخانه ما پر است از کتابهایی که کمتر به آنها سر می زنیم؟
چرا کمد ما پر است از لباسهایی که آنها را کمتر می پوشیم؟
چرا انباری ما پر است از وسایلی که کمتر وقتی به آنها سر می زنیم؟
یادتان هست که یک بار در مورد مفهموم مهمی به نام نگهداری صحبت کردم؟
حالا شاید سوال کنید که ربط این سوالها به کلمه نگهداری، و بعد هم به عنوان این متن چیست؟
وقتی با دقت به زندگی شخصی مان نگاه می کنیم که می بینیم که علاقه ما به “به دست آوردن” خیلی بیشتر از علاقه ما به “استفاده و نگهداری” است. در واقع به دست آوردن، یک رخداد است!
رخدادها:
- سریع اتفاق می افتند
- پر از هیجان و لذت هستند
- معمولا همراه با تأئید درونی از طرف خودِ ما و از طرف دنیای بیرون هستند
- باعث امتیاز گرفتن از دنیای بیرون می شوند
- با تشویق بیرونی و درونی همراه هستند.
رخدادها سریع هستند، پس هیجان و لذت آنی زیادی را در فکر و زندگی ما ایجاد می کنند. اما استفاده از آنچه که به دست آورده ایم، کسب مهارت در آن و مهمتر از آن نگهداری و درونی سازی آنچه که به دست می آوریم، یک فرآیند است.
فرآیندها:
- آرام و تدریجی اند
- هیجان کمی در وجود ما ایجاد می کنند
- معمولا تأئید آنی یا بیرونی ندارند
- نگاه و توجهی به خود جلب نمی کنند
- لذت ماندگاراما دراز مدت دارند
- در تکوین شخصیت و نگرش ما نقش دارند.
حالا اگر از نقطه نظر رخدادها و فرآیندها به زندگی مان نگاه کنیم جواب سوالهای اول متن را می توانیم پیدا کنیم. معمولا سرعت دسترسی به یک فایل با ارزش، یک کتاب الکترونیکی، یک ویدیو، یک مقاله این روزها خیلی بالاست. به دست آوردن لذتی در ذهن ما ایجاد می کند که ما فکر می کنیم، کار اصلی را انجام داده ایم. اما حقیقت این است که کار اصلی خواندن و استفاده از آن منبع و مهمتر از یادگیری و بعد به کار بردن آن است! اینها همه فرآیندند! فرآیندهایی طولانی، درازمدت، و گاهی مشکل که معمولا ذهن های ما عادت نکرده اند که به سمت آنها بروند! چه می شود! لذتهای آنی کم کم جای لذت های درازمدت زندگی مارا می گیرند.
خرید هم چنین داستانی دارد! یک لحظه چشمهایتان را ببندیید و به آخرین لذتی که در هنگام خرید کردن در درون تان ایجاد شده است فکر کنید! دیدید؟ لذت خیلی بالایی است! لذت به دست آوردن! آن لحظه آدم پر است از ایده، پر است از افکار گوناگون و خلاقانه که از چیزی که به دست آورده، خواه یک لباس، خواه یک وسیله ورزشی، خواه یک وسیله خانه، خواه یک ابزار بهترین استفاده را بکند. اما خرید مرحله اول است! بعد از خرید است که مراحل بعد شروع می شود که این مراحل به مراتب طولانی تر و راحت تر بگویم عصبی کننده و روی مخ تر هستند!
چه می شود؟ آدم است دیگر! لذت های آنی را به لذت های طولانی ترجیح می دهد! دور خودش را پر می کند از وسایل و چیزهای زیادی که به دست می آورد ! همین به دست آوردن های زیاد می شود یک عادت! یک عادت پر خرج، پر هزینه و جاگیر! کم کم اطراف زندگی مان پر می شود از وسایل بی استفاده!
در ذهن ما هم همین اتفاق می افتد! دنیای امروز پر است از ایده ها، تصویرها و نقش و نگارها، مفاهیم جالب در عرصه های مختلف که هر کدام فقط یک اشاره کوتاه و زودگذر به یک مفهوم بزرگتر هستند. دنیای مجازی و راحت الوصول بودن آن باعث می شود، هر روز مطالب بیشتری به دست بیاوریم و لذت ببریم! هر روز فکر می کنیم مطالب خیلی زیادی یادگرفته ایم و لذت یادگیری ببریم! در حالیکه اینها همه لذت های آنی هستند که ما را از آن لذت مهمتر، ماندگار تر و تأثیرگذار تر دور می کنند و مارا به جاده اشتباه می برند. لذتهای آنی همان کافه رستوران های رنگی بین راه هستند! از نشستن در آنها لذت می بریم! اما به همان اندازه به مقصد دیرتر می رسیم! بعضی می گویند لذت در همین مسیر است! قبول! اما لذت آنی در همین مسیر است! لذت ماندگار در مقصد است!
امیدوارم که بعد از خواندن این متن کوتاه، بتوانید با دید دیگری به اطراف خود نگاه کنید و بتوانید هنگام دانلود سریع یک کتاب، خرید یک لباس، خرید یک وسیله برای خانه یا خواندن یک نکته جالب کوتاه در شبکه های مجازی یک لحظه تأمل کنید و با خود بگویید آیا بهتر نیست به جای انبار کردن این همه وسیله، به استفاده از وسیله های قبلی و نگهداری آنچه که دارم فکر کنم و لذتی ماندگار را جایگزین لذتی زودگذر کنم؟
به دست آوردن همیشه هم لذتبخش نیست!
تابان منتظر
مرداد 99





4 پاسخ