
به بهانه پایان خوانش کتاب “آداب بی قراری”، نوشته یعقوب یادعلی
من آدم خواندن کتاب های پیچیده نبودم! اما نمی دانم در آینده هم، همچنان “نباشم” یا خیر. آدمیزاد کلا تغییر می کند. راستش، آدم خیلی

من آدم خواندن کتاب های پیچیده نبودم! اما نمی دانم در آینده هم، همچنان “نباشم” یا خیر. آدمیزاد کلا تغییر می کند. راستش، آدم خیلی

مدتهاست که کتاب چهل سالگی در کتابخانه ام است. بگذارید دقیق ترش را بگویم. از اردیبهشت سال 97، همان دوره ای که برای آخرین بار

فرق زیادی است بین “ترک شدن” و “ترک کردن”! پروا قهرمان داستان کارت پستال زنی است که ترک شده است و در طول 264 صفحه

دفترچه ممنوع نویسنده: آلپا دسس پدس مترجم: بهمن فرزانه مقدمه کتاب دفترچه ممنوع را مادرشوهرم از کتابخانه اش برداشت و با تعجبی که در صورتش

سلام! من تابان هستم و اینجا لیست کتاب های کتابخانه ام را با شما شریک شده ام! با کلیک روی نام کتاب هایی که با

لیست پائین، کتابهایی است که خودم خوانده ام، از آنها لذت برده ام و یاددشتی کوچک هم در موردشان نوشته ام! اگر دوست داشتید، بخوانیدشان.

خیلی وقت بود که خواندن کتابی اینچنین من را از خود بی خود نکرده بود. رمان “بازگشت ماهی های پرنده” جوردیگری در اعماق وجودم جایش

مدت زیادی از آخرین باری که یک رمان حجیم را خوانده ام می گذرد. آخرین رمان شاید کلیدر نوشته محمود دولت آبادی بود که در

لوگرتراپی یعنی تلاش برای یافتن معنی در زندگی و اساسی ترین نیروی محرکه هر فرد در دوران زندگی است. وقتی انسان پی می برد که

در این روزها ریسمانِ ادبیات، ریسمانی است که به آن چنگ می زنم تا در گیر تله های شخصیتی خودم و چاله چوله های مسیر